ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

328

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

ثابت نبود و در تمام ماهها اتفاق مىافتاد . انجام اين عادت اين گونه بود كه شخصى كه مسؤول اين كار بود در مسجد الحرام ، در كنار كعبه ، در روز جمعه مىايستاد و مردم بر گرد او جمع مىشدند و او اگر قصد داشت كه حرام را حلال نكند فرياد برمىآورد : اى مردم ، ماه‌هاى حرام خود را حلال نكنيد و شعائر خود را تعظيم و بزرگ داريد . سخنى مىگويم كه نبايد بر من و سخنم خرده بگيريد . بدين ترتيب محرم آن سال را جزو ماه‌هاى حرام به شمار آورده و آن را تغيير نمىدادند . نخستين كسى كه از قبيله مضر به فراموشى سپردن ماهها را معمول ساخت ، مالك بن كنانه بود ، سپس فرزندش ثعلبه و پس از او برادرش حارث بن مالك معروف به « قلمس » بود و سپس فرزندش سرير بن حارث اين كار را انجام مىداد . پس از او اين رسم ميان خاندان فقيم كه از قبيله بنى ثعلبه بودند رايج گرديد . تا آن كه اسلام ظهور كرد . آخرين شخصى كه اين كار را انجام داد ابو ثمامه خبّارة بن عوف بن امية بن عبد بن فقيم بود . او همان شخصى است كه در زمان خلافت عمر بن خطاب بر كنار حجر الاسود آمد و همين كه ديد مردم در كنار آن ازدحام كرده‌اند گفت : اى مردم ، من پناهنده به كعبه‌ام . عمر تازيانه‌اى به او زد و گفت : اى سبك سر ستمگر ، خداوند عزت و بزرگى تو را با اسلام از بين برد . اين وضع تا سال هشتم هجرى ادامه داشت . مراسم حج در ماه ذى القعده بود مسلمانان و مشركان با يكديگر حج گزاردند ، مسلمانان در منطقه‌اى بودند كه عتّاب بن اسيد با ايشان بود و در مواقف با آنان وقوف كرد . نامبرده از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله امير مكه گرديده بود . مشركان هم ، چه آنانى كه عهد و پيمان داشتند و چه آنان كه نداشتند در قسمت ديگرى وقوف كردند . ابو سياره عدوانى در حالى كه بر ماده الاغى برهنه كه لگام از ليف خرما داشت سوار شده بود ، آنان را سرپرستى مىنمود . چون سال نهم هجرت فرا رسيد و در آن سال حج در ماه ذى الحجه قرار گرفته بود ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ابو بكر را پس از آن كه مناسك و احكام حج و وقوف در عرفات را به او آموخت به عنوان امير الحاج به سوى مكه گسيل داشت پس از حركت ابو بكر ، سورهء برائت نازل شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آن را به همراه على بن ابى طالب عليه السّلام به سوى او فرستاد و به دو دستور داد تا ابو بكر را عزل و خود سورهء برائت را به حاجيان ابلاغ نمايد و بدين وسيله عهد و پيمان خود با مشركان را لغو نمود . - همچنانكه پيشتر يادآورى كرديم - و سپس